اما امروز...
انقدر واقعی تو چشام نگاه کرد و دروغ گفت که من به خودم شک کردم که شاید من دارم اشتباه میکنم!
انقدری قبولش داشتم که از ذهنمم نگذره که داره انقدر ساده دروغ میگه بهم!
انقدری بهش اعتماد داشتم که...
اما دیگه ندارم.
+خیلی سختِ ازین ببعد به قابل اعتماد ترین مرد زندگیت نتونی اعتماد کنی!
+خیلی دردِ خودتُ تنها ببینی و اونو تو تیمِ دشمنات!
زندگی شیرین ما...ما را در سایت زندگی شیرین ما دنبال میکنید
برچسب:
نویسنده:
بازدید: 2